خانه | اخبار | لبنان | جسور شدن موساد در اجراي ترور نتيجه موضع‌گيري سست اروپايي‌ها‏

جسور شدن موساد در اجراي ترور نتيجه موضع‌گيري سست اروپايي‌ها‏

اندازه فونت: Decrease font Enlarge font
image

يك پايگاه خبري در مقاله‏اي با اشاره به سرقت و جعل اسناد هويتي اروپايي‏ها نوشت: اراده اتحاديه اروپايي آنچنان سست بود كه رژيم صهيونيستي در سرقت هويت و اسناد انگليسي و كشورهاي "مشترك المنافع " براي اجراي ترور جسارت پيدا كرده است.

پايگاه اينترنتي "آنتي‏وار " (Antiwar) در مقاله‏اي به قلم "فيليپ جيرالدي " (Philip Giraldi) صاحبنظر نامي آمريكايي از استفاده اسرائيلي‏ها از گذرنامه‏هاي جعلي اروپايي براي انجام عمليات تروريستي در دبي خبر داد.
اين عضو سابق سازمان اطلاعات مركزي آمريكا "سيا " با بيان اينكه اين كشتار جمعي توجه رسانه‏اي قابل ملاحظه‏اي را در اروپا به خود جلب كرد دراين زمينه افزود: عموم مردم به كشتارهاي غير رسمي و آدم‏ ربايي‏هايي كه توسط ايالات متحده و اسرائيل كه كمتر پوشش رسانه‏اي مي‏يابند و مورد توجه قرار مي‏گيرند، عادت كرده‏اند، با اين حال عمليات تروريستي اخير كه توسط "موساد " در "دوبي " انجام شد يك استثنا داشت. اين عمليات توجه رسانه‏اي قابل ملاحظه‏اي را در اروپا به خود جلب كرد، با وجود آنكه در آمريكا نسبتا كم به اين موضوع پرداخته شد. احتمالا به اين دليل كه هر گونه تظلم خواهي امريكايي‏ها مصداق "ديگ به ديگ مي گويد رويت سياه " خواهد بود. اروپايي‏ها هم بيشتر از اين عصباني شدند كه اسرائيلي‏ها از گذرنامه‏هاي جعلي اروپايي براي انجام كار كثيف خود استفاده كردند، و كمتر از خود كشتار منزجر شدند.
جيرالدي با تاكيد بر اينكه مطمئنا همه سرويس‏هاي اطلاعاتي از اسناد هويت جعلي براي پنهان كردن اسامي واقعي كاركنان خود استفاده مي‏كنند، ادامه داد: اين روش معمولا براي پنهان كردن هويت افرادي است كه در ماموريت به خصوصي درگير هستند، اما گاهي شامل ايجاد شخصيت‏هاي متناوب براي افراد حقيقي هم مي‏شود. مي‏توانم از يك مامور اطلاعاتي مصري نام ببرم كه در چند پايتخت اروپا اقامت كرده بود و وزارت خارجه مصر هر بار گذرنامه جديدي با اسم، زمان و مكان تولد جديد براي او صادر مي كرد، به اين منظور كه هويت او و اينكه قبلا كجا بوده را پنهان كند. ما دوستان خوبي شديم اما من مطمئن نيستم اسم واقعي او چه بود.
به نوشته اين مقاله استفاده از اسناد هويت جعلي از كشوري غير از كشور خود را "پرچم تقلبي " مي‏خوانند. دفتر خدمات فني "سيا " گذرنامه و ديگر اسناد جعلي خود را توليد مي‏كند. همان طور كه امريكايي‏ها معمولا مي‏توانند به عنوان شهروند از چند كشور خارجي كه عمدتا اروپايي هستند عبور كنند، اسناد جعلي هم معمولا اين واقعيت را منعكس مي‏كنند. روس‏ها هم مثل بيشتر سرويس هاي اطلاعاتي پيچيده‏تر و كوچك‏تر مثل سرويس اطلاعاتي انگلستان، اسرائيل و فرانسه، اسناد خود را توليد مي‏كنند. براي بيشتر سرويس‏هاي اطلاعاتي كشورهاي "جهان دوم و سوم " هميشه ساده‌تر است كه هرچه يك سند خارجي نياز دارد سرقت كنند يا خريداري و اطلاعات لازم را جايگزين كنند.
اين كارشناس مسائل بين‏الملل با اشاره به اينكه توليد اسناد جعلي در سال‏هاي اخير بسيار مشكل شده است اضافه كرد: زماني توليد اسناد هويت جعلي با توجه كمي يا بي توجه به پايگاه‏هاي اطلاعاتي مرزي در نقاط ورودي كشور كه پيچيده نبود و معمولا به هيچ منبع اطلاعاتي مركزي مرتبط نبود ممكن بود. اين شرايط در هشت سال اخير كاملا تغيير كرده است. گذرنامه‏هاي امريكايي و اروپايي به طور خاص مي‏توانند از طريق پايگاه‏هاي اطلاعاتي مركزي بررسي شوند كه شامل اطلاعاتي نيز مي‏گردد كه از ديگر منابع ذخيره شده عمومي گرفته شده باشد. در اروپا به علت موافقت‏نامه "شينگن " كه باعث حذف بسياري از كنترل‏هاي مرزي شد، سفر از كشوري به كشور ديگر آسان شده است اما ورود به اولين مكان به علت بررسي دقيق اسناد كه معمولا انجام مي شود بسيار سخت‏تر شده است. در ايالات متحده تعداد زيادي از پايگاه‏هاي اطلاعاتي در نقاط مرزي به هم مرتبط شده است. امروزه غيرعادي نيست كه يك افسر مهاجرت براي بررسي درستي هويت كسي، به طور ناگهاني بخش وسايل موتوري را بازديد كند و بپرسد اتومبيل شما چيست؟
اين بدين معني‏ است كه موضوع هميشگي سرويس‏هاي اطلاعاتي يعني استفاده كامل از گذرنامه‌هاي جعلي خارجي تا حدود زيادي محدود شده است. سيا هنوز از اسناد خارجي جعلي در كشورهايي كه ابزار بررسي اعتبارشان ضعيف است استفاده مي‏كند، اما استفاده از گذرنامه واقعي امريكايي كه توسط وزارت كشور براي اهداف اطلاعاتي با نام جعلي صادر مي شود امروزه بيشتر معمول است. وقتي اين گذرنامه‏ها از دستگاه‏هاي اسكنر گذرانده مي شود يا با پايگاه اطلاعاتي مقايسه مي شود، گذرنامه معتبر نشان داده مي شود. بيست و پنج افسر سيا كه اشتباها روحاني مسلمان، "ابوعمر " را در خيابان "ميلان " در سال 2003 دزديده بودند، همگي از گذرنامه‌هاي معتبر آمريكايي با نام جعلي استفاده كرده بودند. آنها با استفاده از بي دقتي مامور كنترل گذرنامه و مامور كنترل اطلاعات از مرز رد شدند اما در تلفيق شخصيت واقعي و جعلي خود دقت نكردند و همگي توسط كارآگاهان ايتاليايي شناسايي شدند. تعدادي از آنها در هر دو شخصيت واقعي و جعلي شناسايي شدند چون هويت جعلي شان را با تلفن زدن به منزلشان در "ويرجينيا " و ادعاي اينكه پروازي عادي داشتند و در هتل با هويت واقعي خود اقامت دارند در خطر كشف انداختند. همچنين آنها در يك هتل بسيار گران در "ونيز " كه چهار ساعت با ميلان فاصله داشت اقامت كردند و ماليات هم دادند براي آنكه داستان خود را با پوشش گردشگري قانوني‏تر جلوه دهند. به اين مي‌گويند "ماليات در حين انجام كار. "
بهبود فرايند كنترل مرزها در ارتباط با پايگاه هاي اطلاعاتي مي‏تواند نشان دهد كه شماره و نام واقعي است، اسرائيلي‎ها در اين عمليات آشكار كردند كه مي‌توانند گذرنامه‏هاي انگليسي را جعل كنند كه هم در مرزهاي اروپايي و هم در خاورميانه معتبر باشد، اما نمي‏توانند اطلاعات گذرنامه‏اي را كه جعل شده تغيير دهند. بنابراين آنها مجبور هستند از گذرنامه‏هاي واقعي با نام و شماره گذرنامه معتبر با عكس جايگزين استفاده كنند. اما مثل آمريكايي‏ها در ميلان، اسرائيلي‏ها بايد بسيار فكر مي‏كردند درباره اينكه چه كار مي‏خواهند بكنند و چه نتايج پيش بيني نشده‏اي ممكن است رخ دهد. آنها بايد مي‏دانستند كه به دنبال اين ترور، مقامات اماراتي مي‏توانند درگيري آنها را و همچنين اطلاعات مهاجرت و گمرك و حتي فيلمي كه ناشيگري عجيب و غريب تيم ترور را نشان مي‏دهد پيدا كنند و كنار هم بگذارند. اسرائيلي‏ها بايد اين را هم مي‎فهميدند كه اسامي و شماره‏هاي واقعي گذرنامه‏ها به شناسايي منبع اكثر آنها مي‏انجامد، در اين مورد اتباع انگليسي كه در اسرائيل زندگي مي‏كردند به ناچار تبعه انگلستان به شمار مي‏رفتند و به شكل قانوني و اخلاقي يكپارچگي گذرنامه‏ها را محدود مي‌كردند.
اين مورخ و روزنامه‌نگار آمريكايي با غير دقيق و ناقص خواندن عمليات موساد اين عمليات تروريستي را به باد استهزا گرفته و آن را با كمدي‏هاي برادران ماركس و مونتي پيتون " (Monty Python) مقايسه مي‏كند: عمليات موساد كه به نظر مي‏رسد شامل هيجده مامور مي‏شده است، اصلا دقيق و كامل نبود به طوري كه گمان مي‌رود كه توسط "برادران ماركس " يا "مونتي پيتون " (Monty Python) سازماندهي شده است! اين ترور هم از ديگر عمليات‏هاي ناشيانه موساد، مثل ترور در سال 1997 پيروي مي‏كرد، بنابراين اگر قصد آن جلا دادن به شهرت سرويس اطلاعاتي رژيم صهيونيستي براي تاثيرگذاري بود، احتمالا اثر آن عكس بوده است. اين حتي پس رفت قابل توجهي به شمار مي‏رود. عمليات دوبي هم در روزنامه‏ها و هم در اسناد تاثيري گذاشت كه نمي توان آن را پنهان كرد و احتمالا روابط حسنه هرچند اندك دوبي و "تل آويو " را پايان خواهد داد.

* سست ارادگي اروپايي‏ها باعث جسور شدن موساد در سرقت هويت آنها شده است


جيرالدي با انتقاد از موضع‏گيري كشورهاي اروپايي در برابر اين موضوع نوشت: عمليات موساد همچنين ممكن است نتايجي درباره دولت‏هاي اروپايي كه گذرنامه‏هايشان جعل يا دزديده شده است داشته باشد، ولي فرانسوي‏ها و آلماني‏ها علاقه مند به ايجاد هيجان نيستند و انگلستان هم اكنون براي اطمينان از اينكه آنها تهديدي براي رژيم صهيونيستي نيستند، عقب نشيني كرده است. اراده اتحاديه اروپايي آنچنان سست بود كه حتي از رژيم صهيونيستي در بيانيه محكوميت جعل گذرنامه و كشتار غير قانوني نامي نبرده بود. ايستادگي انگلستان در حمايت از اسرائيل به خصوص در اين مورد تعجب انگيز است كه اسرائيل در سرقت هويت و اسناد انگليسي و كشورهاي "مشترك المنافع " براي اجراي ترور جسارت پيدا كرده است. كسي ممكن است بگويد كه گذرنامه‏هاي انگليسي مدت‏ها مورد توجه بوده، به اين دليل كه لندن پاسخ قاطعي براي جلوگيري از اين عمل نداده است. اسناد دروغين انگليسي در جست وجوها براي خيانتكاران "مونيخ " نمايان شد و توسط ماموران موساد در عمليات 1987 مورد استفاده قرار گرفت. عمليات دوبي نشان مي‏دهد كه اسرائيل هم قادر است و هم مي‏خواهد گذرنامه‏هاي انگليسي را جعل كند، كه اين موضوع بايد به طور جدي مد نظر انگلستان قرار گيرد.

اين تحليلگر آمريكايي با بيان اينكه موساد به طور واضحي توانايي عملياتي بسيار خوبي براي به دست آوردن اسناد خارجي معتبر براي حمايت از اعمال خود دارد و اظهار داشت: گذرنامه آلماني كه در عمليات دوبي استفاده شده به طور فريب كارانه‏اي به اسم يك خاخام اسرائيلي به دست آمده كه او به طور واقعي گذرنامه آمريكايي دارد. دو گذرنامه كانادايي جعلي در عمليات ناشيانه در اردن در سال 1997 كشف شد. تحقيقاتي كه توسط مقامات كانادايي انجام شد نشان داد كه يهوديان كانادايي هنگام مهاجرت به سرزمين‏هاي اشغالي ملزم بودند كه گذرنامه كانادايي خود را به براي استفاده موساد، تحويل دهند. در سال 2004، چهار نفر كه مظنون به همكاري با موساد بودند از گذرنامه‏هاي واقعي نيوزلندي استفاده مي‌كردند كه به نام مردم بومي بوده كه ناتوان يا مرده بودند.
جيرالدي با غير مهم خواندن اشخاصي كه توسط موساد ترور مي‏شوند، خاطر نشان كرد: امروزه هر بازديد كننده‏اي از اسرائيل، آمريكا يا اروپا بايد قبول كند كه در معرض سوءظن درباره هويت خود است كه مبادا هويتش توسط موساد براي عمليات اطلاعاتي كه شامل ترور هم مي‏شود جعل شده باشد. و چه چيزي حاصل مي شود؟ كشتار مقامات ميان رتبه‏اي كه موساد گمان مي‏برد "شايد در دوبي بودند تا از ايران سلاح بخرند "، كه حتي از ديدگاه رژيم صهيونيستي به ندرت شخص مهمي كه ارزشش را داشته باشد به دست مي‏آيد.

* هيچ كنترلي روي كار سازمان‏هاي اطلاعاتي و امنيتي در آمريكا و اسراييل وجود ندارد


جيرالدي در انتهاي مقاله خود نوشت: عمليات‏هاي اخير سيا و موساد نشان مي‌دهد كه بيشتر آنچه در دنياي مبهم جاسوسي رخ مي‏دهد و به خودي خود ارتباط اندكي با منافع ملي هر دو كشور دارد. عمليات ناشيانه چه در ميلان و چه در دوبي آشكار كرد كه هر دو سرويس اطلاعاتي آماده به كارگيري منابع هنگفتي عليه اهدافي هستند كه واقعا آن قدر مهم نيستند. روحاني مسلمان دزديده شده در ميلان به شكل بدي توسط مصري‏ها بعد از بازگشت به منزل مورد شكنجه قرار گرفت و بعدا رها شد، چراكه او حتي با آن تعريف انعطاف پذير "قاهره " و "واشنگتن " هم تروريست نبود. ترور "محمد المبحوح " در دوبي با وجودي كه به زودي فرد ديگري جايگزين او مي‏شد بي معني به نظر مي‏رسد. اين درك نادرست و اجراي ضعيف ترور و آدم ربايي حتي وقتي كه هدف ارزش دنبال كردن ندارد، بر همه نشان مي‏دهد كه بر كار اين سرويس‏هاي اطلاعاتي در اسرائيل و آمريكا كنترلي وجود ندارد.

نظرات (0 ارسال شد):

نظر خود را ارسال کنید comment

لطفاً کدی که در عکس می بینید را وارد کنید :

  • email ارسال ایمیل به دوست
  • print پرینت نسخه
  • Plain text متن کشف
تگها
تگی برای این مطلب نیست
سنجش این مطلب
0